ميرزا محمد حيدر دوغلات

426

تاريخ رشيدى ( فارسي )

دارد و در گزيده مجمل ( 192 پ ) مىآرد بر اين جمله كه تمام دشت خزر و قپچاق را كه حدى به روم و حدى به محيط « 1 » و حدى به ماوراء النهر و حدى به مغولستان دارد با پسر بزرگتر جوجى خان را داد و مغولستان را و قراختاى 355 و تركستان و ماوراء النهر را به چغتاى داد و تمام خطا را به تولى داد و مقر اصلى خود را كه عبارت از قراقروم « 2 » و قاليماق است به اوكتاى تفويض فرمود و همچنين تمام لشكر و امرا [ را ] « 3 » نيز قسمت نموده بود ، در آن قسمت ، دوغلات به حصه جغتاى خان رسيد و چغتاى خان به دوغلات ، منگلاى سويه را مفوض گردانيد . معنى منگلاى سويه ، موضع آفتاب روى 356 باشد و آن حدى به شاش دارد و حدى به چاليش و حدى با ايسيغ « 4 » گول و حدى به ساريغ اويغور دارد و در محاط اين حدود اربعه ، كاشغر و ختن واقع شده است . اول كسى كه در دوغلات به اين ممالك تمكن يافت ، امير بايداغان « 5 » 357 بوده است و از امير بايداغان ، بطنا بعد بطن و قرنا بعد قرن ، « 6 » فرزند به فرزند ميراث مىماند تا ميرزا ابابكر مذكور ، در جام گيتىنماى 358 مىآورد كه كاشغر اعظم بلاد ترك است . خبر چند در آنجا بيان مىكند و حاليا در آنجا اثرى نيست ؛ از جمله مىگويد كه متاعى كه از كاشغر همه جا مىبردند ، قاقم و سنجاب است . حالا در آنجا مطلقا نمىباشد . وضع كاشغر بدين تفصيل است « 7 » كه شمال كاشغر ، كوه‌هاى مغولستان است . آن كوه‌ها از جانب غرب بر طرف مشرق طولانى افتاده است و رودخانه از آن كوه بر جانب جنوب جارى است . طول آن كوه حدى به شاش دارد و نهايت او از طرفان گذشته به زمين قاليماق درآمده كه آن طرف را به غير قاليماق كسى ديگر نديده و نمىداند و بعضى كه اندك از آن ( 193 ر ) طرف ديدند ، بنده شرح آن را پرسيدم . از تقرير ايشان معلومى خاطرنشان بنده نشد كه توان نوشت و شرح مغولستان عنقريب خواهد آمد ، از آنجا كه شامل است تا طرفان ، سه ماهه راه باشد از جانب غرب كاشغر نيز كوه طولانى واقع است كه كوه‌هاى مغولستان از اين كوه منشعب مىشود از طرف شمال به جنوب واقع

--> ( 1 ) . نگ : + [ اقيانوس ] . ( 2 ) . نب : قراقورام . ( 3 ) . نب : - را . ( 4 ) . نگ : ايسّى . ( 5 ) . نگ : بابداغان . ( 6 ) . نگ : - بطنا . . . قرن . ( 7 ) . نگ : - وضع . . . است .